پارت دوم خرگوشمافیا
*پارت دوم خرگـــ🐰ــوشِمافیا*
علامت کوک: +
علامت دَلال(آقای چوی):&
&اوه...خوشحالم که از نزدیک میبینمتون؛.......؟
+جئون هستم...جئون جونگ کوک
&منم آقای چوی هستم،برای معاملهی اسلحــ....
+میدونم قبلا دربارش بهم گفتی...خب،چی به من میرسه...؟
&هوممممم؛میتونم بهت یه سری اطلاعات و مدارکی که میدونم به دردت میخوره رو بهت بدم...!
ویو کوک:
داشتم همین جوری با آقای چوی بحث میکردم که یهو گارسون اومد🍷🔗
علامت گارسون : ٪
٪ب...ببخشید،آ...آقای جئون....چ..چی میل دارید ب...ب.براتـــ
+یه ویسکیی ۵۰ درصد میخوام.
٪چ...چشم الان براتون میارم.
*تعظیم بلندی کرد و رفت...*
&میگم....
+هوم...بله.
&تمام آدم های این شهر ميشناسنت...ازتم خیلی میترسن...؛
+چه انتظاری داشتی...؟!
&راستی...اگه شد بعدا هم یه معاملهای با هم داشته باشیم،چیز خوبی برات دارم...؛
+اوکی
&فعلا من دیگه باید برم،خدافظ.
+خدافظ.
«نکته:تمام حرف های کوک سرده.»
*گارسون لیوان ویسکی رو آورد*
ب...ب.بفرمایید آقا...
+مرسی.
*گارسون رفت*
کوک،همینجوری نشسته بود و لیوان ویسکیشو توی دستش میچرخوند و جرعهجرعه مینوشید...🍻🦢
از همون اولش که اومده بود بار،اون دختری که اون گوشه نشسته بود چشمم رو گرفته بود...دخترک چندبار چشمش به کوک خورد ولی سریع نگاهش رو میدزدید...⛓🖇
علامت یکی از دوست های ا.ت: •
علامت ا.ت: -
•هیی ا.ت...
-هوم... بله؟
•اون آقاهه چرا اینجوری نگات میکنه؟
-نمیدونم اتفاقا نگاههاش رو روی خودم حس میکنم.
•تو میدونی اون کیه؟
-نه...مگه کیه؟!
•ی..یعنی چی که نمیدونی...؟!اون بزرگترین مافیای کره هست...!!
چجوری نمیدونی؟
-اوه...خب این چه ربطــ
•خاک تو سرتتتتتت...یه جوری نگات میکنه انگار عاشقت شده...!!
-خب...
•مرض وُ خبببب!!
اگه عاشقت شده باشه...تورو میدزده میبره...!
گاگولللل
-عامو...داستانماستان زیاد میخونیا...🗿
*بچه ها این پارت رو هم براتون گذاشتمممم🐰✨
ببخشید اگه دیر شد فردا امتحان فارسی دارمممم🌱🖇🌼*
علامت کوک: +
علامت دَلال(آقای چوی):&
&اوه...خوشحالم که از نزدیک میبینمتون؛.......؟
+جئون هستم...جئون جونگ کوک
&منم آقای چوی هستم،برای معاملهی اسلحــ....
+میدونم قبلا دربارش بهم گفتی...خب،چی به من میرسه...؟
&هوممممم؛میتونم بهت یه سری اطلاعات و مدارکی که میدونم به دردت میخوره رو بهت بدم...!
ویو کوک:
داشتم همین جوری با آقای چوی بحث میکردم که یهو گارسون اومد🍷🔗
علامت گارسون : ٪
٪ب...ببخشید،آ...آقای جئون....چ..چی میل دارید ب...ب.براتـــ
+یه ویسکیی ۵۰ درصد میخوام.
٪چ...چشم الان براتون میارم.
*تعظیم بلندی کرد و رفت...*
&میگم....
+هوم...بله.
&تمام آدم های این شهر ميشناسنت...ازتم خیلی میترسن...؛
+چه انتظاری داشتی...؟!
&راستی...اگه شد بعدا هم یه معاملهای با هم داشته باشیم،چیز خوبی برات دارم...؛
+اوکی
&فعلا من دیگه باید برم،خدافظ.
+خدافظ.
«نکته:تمام حرف های کوک سرده.»
*گارسون لیوان ویسکی رو آورد*
ب...ب.بفرمایید آقا...
+مرسی.
*گارسون رفت*
کوک،همینجوری نشسته بود و لیوان ویسکیشو توی دستش میچرخوند و جرعهجرعه مینوشید...🍻🦢
از همون اولش که اومده بود بار،اون دختری که اون گوشه نشسته بود چشمم رو گرفته بود...دخترک چندبار چشمش به کوک خورد ولی سریع نگاهش رو میدزدید...⛓🖇
علامت یکی از دوست های ا.ت: •
علامت ا.ت: -
•هیی ا.ت...
-هوم... بله؟
•اون آقاهه چرا اینجوری نگات میکنه؟
-نمیدونم اتفاقا نگاههاش رو روی خودم حس میکنم.
•تو میدونی اون کیه؟
-نه...مگه کیه؟!
•ی..یعنی چی که نمیدونی...؟!اون بزرگترین مافیای کره هست...!!
چجوری نمیدونی؟
-اوه...خب این چه ربطــ
•خاک تو سرتتتتتت...یه جوری نگات میکنه انگار عاشقت شده...!!
-خب...
•مرض وُ خبببب!!
اگه عاشقت شده باشه...تورو میدزده میبره...!
گاگولللل
-عامو...داستانماستان زیاد میخونیا...🗿
*بچه ها این پارت رو هم براتون گذاشتمممم🐰✨
ببخشید اگه دیر شد فردا امتحان فارسی دارمممم🌱🖇🌼*
- ۷۸
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط