{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بفرمایید عشقام رمان بقولید💖

بفرمایید عشقام رمان بقولید💖

پارت سیزدهم
🔥عشق ابدی ما🔥

با صدای امی بیدار شدم و سریع هم زمان با شدو از جام بلند شدم باورم نمیشه هردو اینجا بودن و امی هم عصبی بود هم متعجب...

سیلور: (بلند شدم باید سریع برم جلوی اونارو بگیرم چون من از اولین باری که دیدم بغل هم خوابیدن فهمیدم همو دوست دارن و مطمئنم اونا قبل از اینکه ما اون کارو بکنیم به هم گفته بودن وگرنه اونا چرا باید از خداشون باشه که همو ببوسن و وقتی رسیدم دیر شده) آه عزیزم گفتم نرو میدونستم این کارو میکنن

سونیک: چی تو از کجا میدونستی

سیلور: از همون روزی که دیدم بغل هم خوابیدید کاملا از چشماتون میتونستم بفهمم

شدو: یعنی انقدر ضایع بود ولی باید بگم اون موقع خودم هم نمیدونستم دوسش دارم بعدا فهمیدم

امی: پس یعنی بهم گفته بودید

سونیک: اره. نه اونطوری نه یعنی.. ام اره

روژ: جانننننننن یکی منو بگیر... *غش*

ناکلز: اومدم پیش بچه که ببینم چه خبره که دیدم روژ دارم میوفته گرفتمش اینجا...

سونیک: ناکلز خشک شده بود روژ رو داد دست امی و میخواست ما دوتا رو جر بده که...

سیلور: ناکلز بهشون میخواست حمله کنه ولییی..

سونیک: شدو بلند شد و دست به سینه جلوی ناکلز ایستاد

ناکلز: از چشماش ترسیدم ولی مشت زدم..اهههههههههههه

شدو: عوضی خره

سونیک: ناکلز داشت مشت میزد تو صورت شدو فکر کردم الان بهش خورد دستم گذاشتم رو چشمم که صدایی نشنیدم چشمم رو باز کردم دیدم شدو با یه حرکت نزدیک صورتش دست ناکلز رو گرفت و یه کوچولو دستش رو پیچوند.....

شدو: حد خودتو بودن

سونیک: شدو با لگد زد تو صورتش خوبش کرد حقش بود ولی فکر میکردم شدو انقدر قوی باشه بهش میخوره ولی من یه اخلاق دیگه شدو رو میشناسم یه مهربون گوگولی و الان بهش خفن هم اضافه شد....

خوب عشقام عاشقتونم لطفا کامنت بزارید میخوای توی هر پستم نظرتون رو بدونم عاشقتونم❤️‍🔥❤️‍🔥😍😍

تا بعد عشقام💖❤️‍🔥
دیدگاه ها (۳)

سلام بچه ها من برنامه نصب کردم و دنبال یه برنامه بهترم برنام...

این چیههههه چرا انقدر سم نوشتم من نمیخواممم معلومه عاشقش نمی...

سلام عشقام عیدتون مبارک خیلی دلم براتون تنگ شده بود و خواستم...

پارت جدید بخورید💖پارت دهم🔥عشق ابدی ما🔥شدو: احساس کردم یه چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط