{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ONLY MINE

ONLY MINE
PART 33






ا/ت . چرا ون بهم خون داده؟
سه جین. چون وقتی از خونت تست گرفتیم فقط دو نفر میتونستن بهت خون بدن اولی ارباب سو بود که من جرعت رو نداشتم بهش بگم چون خیلی ون موقعه عصبی بود و دومی هم ارباب جئون بود ...
ا/ت . اهوم... همین ؟
سه جین. نه یه پیغام هم از سمت ارباب جئون واست دارم
ا/ت . چه پیغامی ؟
سه جین. ارباب گفت فقط ۴ روز وقت داری تا مدارک و اسناد رو براش بفرستی
ا/ت . باشه .... ۲ روز دیگه چانگ هو میره عملیات و من اسناد رو بر میدارم ...
سه جین . باشه ... فعلا
ا/ت . فعلا
ادمین . دو روز خیلی سریع گذشت و ا/ت هر روز برای چانگ هو محبوب تر و قابل اعتمادتر میشد تا اینکه روز عملیات ا/ت درخواستی از جانگ هو کرد...
ا/ت . ارباب ؟
چانگ هو. بله ؟
ا/ت . میشه من باند بمونم ... میخام پرونده های قدیمی رو نگاه کنم ونایی که پدر و مادرم حلشون کردن .. و همینطور قرارداد هایی که برای آینده قراره بسته بشه رو تنظیم کنم
چانگ هو. با رفتن ما تقریبا باند خالی میشه ... نمی ترسی اونجا تنها بمونی ؟
ا/ت . نه نه.... نمی ترسم...
چانگ هو. باشه بمون
ا/ت . امم... کجا میتونم پرونده ها رو پیدا کنم ؟
چانگ هو. تو اتاقم .
ا/ت . اجازه دارم برم اونجا؟
چانگ هو. البته .... تو تبدیل به وکیل با اعتماد من شدی ..... ( یکم ومد جلو ) شاید بعد از این عملیات چیزی بیشتر از یه وکیل باشی ( لبخند زد
ا/ت . لبخند خجالتی زد و سرش رو انداخت پایین
چانگ هو. خجالت کشیدی ؟ ( خنده آروم
ا/ت. اهوم ( آروم
بادیگارد . ارباب همگی آماده هستیم
چانگ هو . بریم ... ومدم...باند رو به تومیسپرم خانم هان ( لبخند و رفت
ا/ت . موفق باشید.
وقتی چانگ هو و افرادش رفتن باند تقریبا خالی بود و کار من خیلی راحت تر بود ..
بدون اینکه یه لحظه صبر کنم وارد اتاق سو شدم و رفتم سمت میزش و دور و برش رو گشتم تا گاوصندوق رو پیدا کردم و خواستم بازش کنم اما قفل بود ...
رمز میخواست... لعنتی حالا رمز اینو از کجا بیارم ؟
چند بار الکی رمز رو زدم اما هیچ ...
تا اینکه یاد ون پرونده ای افتادم که تو باند جئون خوندم .. تاریخی که تمام اموال جئون به نفع سو مصادره شد .. خداروشکر ون تاریخ یادم بود ..
تاریخ و زدم و گاو صندوق باز شد اما به محض باز کردنش کسی دستگیره در رو چرخوند که وارد اتاق بشه سریع رفتم زیر میز و دستمو جلو بینی و دهنم گرفتم فردی که وارد شد منشی سو بود یکی از پرونده ها رو برداشت و رفت بیرون ..
وقتی رفت منم سریع اسناد و مدارک رو برداشتم و جابه جا کردم و برای اینکه ضایعه نباشه چندتا پرونده برداشتم و همین که در اتاق رو برداشتم و خواستم برم بیرون ‌...






ادامه دارد......
دیدگاه ها (۲)

سناریو تصویری/جونگ کوک

سناریو تصویری/تهیونگ

ONLY MINE PART 32ویو صبح ا/ت . با نوری که روی چشمام افتاد بی...

ONLY MINE PART 26اسلاید ۱ و ۲ باند سو چانگ هواسلاید سوم. وس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط