{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که گوشی زنگ خورد

که گوشی زنگ خورد


دیدم بابامه
+الو سلام بابا
&سلام دخترم خوبی
+آره
&می خواستم بگم امروز قراره با پدر کوک بیایم خونتون
+اوکی بیاین
&راستی شنیدم حامله ای
+بابا شما از کجا فهمیدین
&کوک برای عکس بیبی چک فرستاد
+کوک خدا نگم لعنتت کنه
&پس می یایم

حال می میاین
&هفته دیگه
+پس برای چی الان زنگ زدین؟
& به هر حال


فلش بک به روز مهمانی



سر سفره (غذا ها رو ات درست کرده)




&میگم دخترم توی این یک هفته حالت بهم نخورده
+نه برای چی
&چون مادرت وقتی غذا درست می کرد یا غذا می خورد حالش بده می شد
+نه حالم بهم نمی خوره


۳۰ ثانیه بعد



بدو بدو رفتم سمت دست شویی

+آخ بابا کاشکی نمی گفتی عوققق





چند ماه بعد صاحب یک پسر کوچولو شدن که اسمشو گذاشتن ته هیان
و همین به خوبی و خوشی زندگی شوت رو کردن
دیدگاه ها (۱۳)

فیک از نامجون موضوع:خانوادگی، خواهر برادری میا :دختری ۶ ساله...

پارت ۱ میا+نامجون -+سلام من کیم میا هستم با بردارم زندگی م...

با سلام و عرض تبریک خدمت شما بنده دیگر ادامه نمی دهم هیچ گون...

پارت ۱۴رفتیم توی اتاق که کوک از اول شروع کرد به بوسیدن لبم و...

الفتک پارتی از کوک سلام من ات دو سالی میشه که با جونگکوک توی...

قهوه تلخ پارت ششمچانگهو دنبال اورا اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط