{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ٰمن چه روزها...

ٰمن چه روزها...
ماه ها...
وسالهای تلف شده ای را پشت سرم به نظاره نشسته ام..

وحسرت خنده هایی رامیخورم که نکرده ام، وتنها به تبسمی از سر عادت اکتفا کرده ام...

واین اندیشه مرادر خودفرو میبرد...

که روزها... ماه ها... وسالهای باقی مانده راچگونه بخندم?
دیدگاه ها (۱)

درد تنهایی کشیدنمثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی‌ روی کاغذِ سفیدشاهکا...

ٰبعضی ٰآدمها ٰآغوششان ٰامن است.وقتی بغلت میکنند ،بوی کاج های...

چه لذتبخش است شنیدن صدای سوتِ قطار،وقتی جا مانده باشی از قاف...

میان رفتن و ماندنمیان خواندن نشانه‌ها و نادیده گرفتن احساسمی...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~Part:"14"ویو کوکبرای لحظه ای هیچ صدایی...

من مردانگیم را فدای تنهاییم کردم تو زنانگیت را به چه فروختی ...

•نه قراری برای ملاقاتنه حرفی برای گفتننه ذوقی برای خواندنِ ک...

نه قراری برای ملاقاتنه حرفی برای گفتننه ذوقی برای خواندنِ کت...

نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتننه ذوقی برای خواندنِ ک...

.نه قراری برای ملاقاتنه حرفی برای گفتننه ذوقی برای خواندنِ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط