وقتی این عکسو دیدم تا یک ربع گریه میکردم...
وقتی این عکسو دیدم تا یک ربع گریه میکردم...
آخه برادر من چرا رفتی جبهه؟
که پاهاتو از دست بدی بشینی تره بفروشی؟
که ویلچرت بیوفته تو جوب کسی کمکت نکنه؟
که فلانی بهت بگه بچه ات سهمیه ای؟
که بهتون بگن مگه ما خواستیم شما برین جبهه؟
نه برادر من!
ایران همان است و لایق اسکندر و مغول!
این ملت تورا نمی فهمد...
خیلی بزرگی..خیلی خاصی...
برادر من...
به گذرگاه بهشت که رسیدی حلالم کن...
ببخش که آرزوهایت را همه دادی و نشستی که نا سزا بشنوی...
ببخش....این ملت هنوز کوچک است!
ببخش!
من هیچ چیز برای گفتن ندارم....
ببخش!
«یکبار با دقت تصویر رو نگاه کنید»
آخه برادر من چرا رفتی جبهه؟
که پاهاتو از دست بدی بشینی تره بفروشی؟
که ویلچرت بیوفته تو جوب کسی کمکت نکنه؟
که فلانی بهت بگه بچه ات سهمیه ای؟
که بهتون بگن مگه ما خواستیم شما برین جبهه؟
نه برادر من!
ایران همان است و لایق اسکندر و مغول!
این ملت تورا نمی فهمد...
خیلی بزرگی..خیلی خاصی...
برادر من...
به گذرگاه بهشت که رسیدی حلالم کن...
ببخش که آرزوهایت را همه دادی و نشستی که نا سزا بشنوی...
ببخش....این ملت هنوز کوچک است!
ببخش!
من هیچ چیز برای گفتن ندارم....
ببخش!
«یکبار با دقت تصویر رو نگاه کنید»
- ۵۲۶
- ۳۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط