{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

| وامانده ام که تا به کجا می توان |گریخت,

| وامانده ام که تا به کجا می توان |گریخت,

|از این همیشه ها که ندارند باورم ,

|حال مرا نپرس که هنجارها مرا

|مجبور می کنند بگویم که به خوبم
دیدگاه ها (۴)

من و پسرم o_O

گفته بودم بروی از سینه برون میکشمشاین دل علم زده بی صحبم را...

هیچــــــــگاه به بــی تو بودن هـــاعادتـــــــــ نخواهم کرد...

بعد از این میخاهی آهو باش میخاهی نباشخوشخرام دشت شب بو باش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط