{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بال و پرش آتش گرفته

يكي بال و پرش آتش گرفته

و چشمان ترش آتش گرفته
ز سوز تشنگي در بين خيمه
تمام پيكرش آتش گرفته
بگوئيد از نجف حيدر بيايد
كه موي دخترش آتش گرفته
ميان خيمه ها اي دادِ بي داد
بميرم معجرش آتش گرفته
يكي در خيمه ها دنبال آب است
گلوي اصغرش آتش گرفته
تمام هستي اش رفته به غارت
كه ياس پرپرش آتش گرفته
از آن تيري كه رأسش را جدا كرد
صداي مادرش آتش گرفته
و در گودال زير دشنه مي ديد
نگاه خواهرش آتش گرفته
همه ديدند، از خيمه چگونه
نفَس در حنجرش آتش گرفته
كنار جسم عريان برادر
يكي بال و پرش آتش گرفته
دیدگاه ها (۱)

دشمن مجال پا زدنت را گرفت و برد یعنی حسین های تنت را گرفت و ...

امان از دل زينب(س) پر می کشد دلم به تمنای نیزه ات دنیای دیگ...

امان از دل زينب(س) وایِ من خیمه ها به غارت رفت گیسویی رویِ ...

دلم شام غريبان دارد امشب دلم داغ يتيمان دارد امشب بود لخته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط