{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچـــه او ناز و ادا کــرد مجابش کردم

هرچـــه او ناز و ادا کــرد مجابش کردم
تا رضاخان شدم و کشف حجابش کردم
مریم باکره ای بود و عبادت می کرد
جبرئیلش شدم و پاک خرابش کردم
چشم افسونگر میگون غزلخوانی داشت
هر غـــزل خواند یکــی ناب جوابش کردم
گل سرخی که دهانم ز دهانش بر داشت
آنقدَر سخت مکیدم کـــه گلابش کردم
تا کـــه شلّیک کند بوسه ی آتش ، تا صبــح
لب مسلسل شد و پیوسته خشابش کردم
بازوان را ز دو سو مثل کتابی بستم
مثل یک برگ گل ِ لای کتابش کردم
تا کــه بردارم ، از گردن او حـق زکات
بوسه ی بیشتر از حدّ نصابش کردم
دیدگاه ها (۱۶)

هرچه او....

هرچـــه او ناز و ادا کــرد مجابش کردمتا رضاخان شدم و کشف حجا...

هرچـــه او ناز و ادا کــرد مجابش کردمتا رضاخان شدم و کشف حج...

هرچه او ناز و ادا کرد مجابش کردمتا رضاخان شدم و کشف حجابش کر...

خوش است حالم کنارت عشقنشسته مهرت به جانمتو که آمدی زندگی آمد...

خداکنه از عاشقیمنو پشیمون نکنه . . ♥️#بامداد_خمار #ترلان_پرو...

💕☀... ‏هر صبح …بوی تو می دهد پیرهنم !بس که تمامِ شب ، تنگ در...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط