{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به بند تو اسیرم تو ز من بیخبری

من به بندِ تو اسیرم ، تو ز من بی‌خبری
آفرین ، معرفت این است که ز من می‌گذری . .
دیدگاه ها (۰)

گفتم به پیری رسم و توبه کنم، آنقدر جوان مرد که یکی پیر نشد.

مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم، و فردا چطور؟ ج...

«خون در زمین فرو نرفت ، روی زمین پخش شد ، از زیر هر سنگ جوشی...

نزدیکت می‌شوم بوی دریا می‌آید ؛ دور که میشوم صدای باران ، ...

دیریست اسیرم اسیر انتظار اسیر دلواپسی اسیر هر آنچه مرا به یا...

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌منᩘ به بند تو اسـ‌ꨪᰰ🤍ـیرم‌ ‌‌ ‌ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط