شب را بغل بگیر وَ گرمای روز هم

شب را بغل بگیر وَ گرمای روز هم
هم سرد باش و در دل آتش بسوز هم

پرسید عاشقی و جوابم زیاد بود
با اشک روی گونه نوشم هنوز ،هم

تنها نه در دلم،همه جایم پر از "تو" است
کیف و کلاه و شانه و شال و بلوز، هم
#احمدرضا_سکندری
#مدل_لباس
دیدگاه ها (۲)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

پات ۱۹

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

007-پنهان در مه - پارت ۹۲

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

.....پارت هفدهم.....

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

پارت اول هوا تاریک شده بود و بارون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط