{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب را بغل بگیر وَ گرمای روز هم

شب را بغل بگیر وَ گرمای روز هم
هم سرد باش و در دل آتش بسوز هم

پرسید عاشقی و جوابم زیاد بود
با اشک روی گونه نوشم هنوز ،هم

تنها نه در دلم،همه جایم پر از "تو" است
کیف و کلاه و شانه و شال و بلوز، هم
#احمدرضا_سکندری
#مدل_لباس
دیدگاه ها (۲)

من یک بار مرگ را تجربه کرده امیک نفر شبیه تودست یک نفرکه شبی...

ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﻫﻢ ﺗﺤﻤّﻞ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪﯾﮑﯽ ﺗﺎﺏ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩﯾﮑﯽ ﻣﯽ ﺷِﮑﻨﺪﺍﻧﺴﺎ...

ای روشنیِ زندگی‌ام صبح قشنگ استوقتی‌که بخوانم زِ نگاهت غزلی ...

در میان مه باله می رقصمشبنم پیشانی ام را میبوسدبرگ دستم را م...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

مرد بی رحم

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)»🎼 پارت پنجم: رقصِ سایه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط