{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 11

Part 11
فلش بک به ظهر ساعت ۱۱-
ویو کوک
این دفعه من زود تر بیدار شده بودم ..
می یونگ خواب بود .. معلومه دیشب حسابی خسته شده بود..
تکونش دادم که گفت:
+ ددیی؟
_ هوم؟
+ اوو .. بیدار شدی !
_ فک کردم خوابی!
میونگ برگشت سمت کوک..
+ صبحانه میخوای .. درست کنم
_ نه خودم درست میکنم تو بگیر بخواب
+ اوهوم..باش
فلش بک به ۲۰ دقیقه بعد-
_ خوابالو
+ چیه!
_ صبحانه !
+ باش
رفتم سرویس بهداشتی و یاد روتین پوستی و لباسام افتادم
+ کوووووک...میخوام برم حموم ..لباس ندارم..
_ منم میام...لباساتو و ول کن
+ آرع ..منحرف پس میخوای چی کار کنم ..بدون تو میرم دیگه!
_ مگه دست توعه؟! خودم میامم
می یونگ خواست در شیشه ایه حموم و ببنده که پای کوک اومد لای در
+ کوکککک..برو خو عه
_ عمراااا
+ باشه بیا عههه
_ دختر خوب
فلش بک به ۲۶ دقیقه بعد-
_ خوش گذشت هاععع؟ (نیشخند)
+ کوک دیگه پر رو نشو تو رو خدااا
_ من رفتم صبحانه درست کنم
+ ددییی...چی درست کردی!
_ پنکیک
+ وااای خداااا...مرسی خرگوش کوچولوم
_ خواهش
+ (لبخند)
فلش بک به ۱۱ دقیقه بعد-
_ می یونگ من میرم بیرون شاید دیر وقت بیام خو نگران نباش ...خدا حافظ
ویو میونگ
چون کوک رفت بیرون میخوام سورپرایز کنم
باید برم تست حامله گی بگیرم و بیام خونه ...ولی خیلی طول میکشه
رفتم لباس بیرونی هامو پوشیدم و لباسای کوک که تنم بود و در آوردم
رفتم تست گرفتم
اومدم خونه کا امتحانش کنم ...
علامت روی تست ۲ تا خط بود! =
واااای خدااااااااااااع
واقعا دارم مامان میشم؟!
و کوکم....بابای بچم!؟
‌‌‌برای مطمعن شدن رفتم چک کنم داخل مطب زنان و زایمان
رفتم و وارد مطب شدم...
? سلام دخترم بفرمایید دراز بکشید!
+ اووو..سلام خانم ..ببخشید خواستم بیام اینجا که مطمعن بشم حامله ام یا نه!
_ بعلههه..حتما بفرمایید..
دراز کشیدم که خانم یه مایه ژله طوری و به شکمم زد
و دست گاه و گذاشت روش...
دلاااام
شرطا رو برسونید لطفااااااااا
من بخاطر شما رمان میزارم .. لطفا حمایت کنید
۶ لایک
۵ بازنشر
دیدگاه ها (۰)

آن کنیددددپیج اولم و آنفالو کنیدددد@Jeon_celine_8🎀🎧^-^-^-^-^...

Part 10میونگ و برد داخل اتاق و پرتش کرد روی تخت _بیبی دیگه و...

@Selin98 سیسی فالوشه?¿🩰🦦

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط