دوباره عشق
دوباره عشق
قرارمان را
در گذرگاهِ گریه ها گذاشت...!
آنجا که بغض
اینهمه رفت و آمد می کند،
چگونه با تو حرف بزنم؟!
چگونه صدایم را بشنوی ؟
اصلا بیا از اینجا
به خلوتِ خنده ها برویم ؛
آنجا که چشم ها صاف و
حرف ها بند می آید ؛
وَ آغوش آفتابی ات
ابرهای گریه ام را کنار می زند...
قرارمان را
در گذرگاهِ گریه ها گذاشت...!
آنجا که بغض
اینهمه رفت و آمد می کند،
چگونه با تو حرف بزنم؟!
چگونه صدایم را بشنوی ؟
اصلا بیا از اینجا
به خلوتِ خنده ها برویم ؛
آنجا که چشم ها صاف و
حرف ها بند می آید ؛
وَ آغوش آفتابی ات
ابرهای گریه ام را کنار می زند...
- ۹۷۸
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط