{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی موعد اعدام سقراط رسید زنش را دید که داشت گریه میکر

‏وقتی موعد اعدام سقراط رسید، زنش را دید که داشت گریه میکرد!

نزدیکش شد و پرسید: چه چیزی باعث گریه ات شده عزیزم؟
زن در حالی که گریه میکرد گفت: ظالمانه کشته خواهی شد.
سقراط گفت: یعنی اگر عادلانه کشته میشدم گریه نمیکردی؟!
‏زن گفت: منظورم اینست که بیگناه کشته می شوی!
سقراط گفت: یعنی دوست داشتی گناهکار باشم؟!
زن خود را از آغوش او رها کرد و گفت:
الهی زیر گل بری که موقع مردن هم دست از فلسفه منطق و صغری کبری چیدن برنمیداری!!
دیدگاه ها (۰)

پسر کو ندارد نشان از پدر ...

پسر کو ندارد نشان از پدر ...

**تاریکی در روز** #PART_1همه انسان‌ها سایه‌ای تاریک در درون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط