روایت یک سقوط از نخستوزیری امام تا همنوایی با رضا پهلو
🔺روایت یک سقوط؛ از نخستوزیری امام تا همنوایی با رضا پهلوی
🔹مسیر سیاسی میرحسین موسوی، نمونهای عبرتآموز در تاریخ انقلاب اسلامی است؛ مسیری که از جایگاه «نخستوزیر دوران دفاع مقدس» آغاز شد و امروز به همصدایی با جریانهای برانداز، رسانههای ضدایرانی و خاندان پهلوی رسیده است.
🔹بیانیۀ اخیر موسوی در حمایت تلویحی از اغتشاشات و درخواست خلع سلاح نیروهای مسلح، بار دیگر نشان داد او نهتنها مرزی با دشمنان ملت ایران ندارد، بلکه عملاً در زمین طراحیشده آمریکا، اسرائیل و اپوزیسیون خارجنشین بازی میکند.
دلایل سقوط تدریجی میرحسین موسوی را میتوان در چند محور بررسی کرد:
۱. عدم ولایتمداری و ترجیح نظر شخصی بر مصلحت نظام
🔹از استعفای نابهنگام سال ۱۳۶۷ تا نقشآفرینی در فتنه ۸۸، موسوی بارها نشان داد در بزنگاهها، خواست شخصی را بر امر ولیّ و مصالح کشور مقدم میداند.
۲. قدرتطلبی به قیمت پایمالکردن منافع ملی
🔹اصرار بر ادعای دروغین تقلب در سال ۱۳۸۸، دامنزدن به آشوبها و زمینهسازی برای تحریمهای فلجکننده، محصول بازگشت او به عرصه سیاست با هدف تصاحب قدرت به هر قیمت بود.
۳. اسارت در منافع حزبی و جناحی
🔹موسوی همواره میان منافع ملی و منافع جناحی و شخصی، جانب منافع شخصی و قبیله ای را گرفته و منافع ملی را لگدمال کرده است. او بهجای ایفای نقش یک چهرۀ ملی، به ابزاری برای احیای جریانهای سیاسی شکستخورده تبدیل شد و منافع جناحی را بر منافع مردم ترجیح داد.
۴. فقدان بصیرت و دشمنشناسی
🔹شاید بزرگترین عامل سقوط موسوی، ناتوانی در تشخیص دوست از دشمن بوده و هست. او در فتنه ۸۸ اجازه داد که شعارهای...
🔹مسیر سیاسی میرحسین موسوی، نمونهای عبرتآموز در تاریخ انقلاب اسلامی است؛ مسیری که از جایگاه «نخستوزیر دوران دفاع مقدس» آغاز شد و امروز به همصدایی با جریانهای برانداز، رسانههای ضدایرانی و خاندان پهلوی رسیده است.
🔹بیانیۀ اخیر موسوی در حمایت تلویحی از اغتشاشات و درخواست خلع سلاح نیروهای مسلح، بار دیگر نشان داد او نهتنها مرزی با دشمنان ملت ایران ندارد، بلکه عملاً در زمین طراحیشده آمریکا، اسرائیل و اپوزیسیون خارجنشین بازی میکند.
دلایل سقوط تدریجی میرحسین موسوی را میتوان در چند محور بررسی کرد:
۱. عدم ولایتمداری و ترجیح نظر شخصی بر مصلحت نظام
🔹از استعفای نابهنگام سال ۱۳۶۷ تا نقشآفرینی در فتنه ۸۸، موسوی بارها نشان داد در بزنگاهها، خواست شخصی را بر امر ولیّ و مصالح کشور مقدم میداند.
۲. قدرتطلبی به قیمت پایمالکردن منافع ملی
🔹اصرار بر ادعای دروغین تقلب در سال ۱۳۸۸، دامنزدن به آشوبها و زمینهسازی برای تحریمهای فلجکننده، محصول بازگشت او به عرصه سیاست با هدف تصاحب قدرت به هر قیمت بود.
۳. اسارت در منافع حزبی و جناحی
🔹موسوی همواره میان منافع ملی و منافع جناحی و شخصی، جانب منافع شخصی و قبیله ای را گرفته و منافع ملی را لگدمال کرده است. او بهجای ایفای نقش یک چهرۀ ملی، به ابزاری برای احیای جریانهای سیاسی شکستخورده تبدیل شد و منافع جناحی را بر منافع مردم ترجیح داد.
۴. فقدان بصیرت و دشمنشناسی
🔹شاید بزرگترین عامل سقوط موسوی، ناتوانی در تشخیص دوست از دشمن بوده و هست. او در فتنه ۸۸ اجازه داد که شعارهای...
- ۳۱۱
- ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط