{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به زن ها یاد دادند که عشق را باید لای کتاب خشک کرد

به زن ها یاد دادند که عشق را باید لای کتاب خشک کرد
و بغض را بی صدا در گلو شکست
و نجابت در چارچوبِ پوشاندن بدن معنا دارد
و آبرو تا حدی ست که دخترها در هر شرایطی فریاد نمیزنند...
به زن ها جوری نگاه کردند که در داد و ستد های مردانه کلاهی گشاد میشود سرشان گذاشت
و مجازاتِ شیطنت های مردانه را با یک سرویس طلا می توان بخشید...
اشک های گاه و بیگاه زنانه شان شد اقتباس ضعیفی از فیلم های بالیوود
نگرانی هایشان گیر های سه پیچ
و حساسیت هاشان زندان...
به دلخوشی های کوچکشان رنگ مادی بودن زدند
و درددل کردن های پیاپی شان شد شبیه اخبار ساعت نُه...
در خیانت های زناشویی این زن ها بودند که مرد متاهل را از راه به در کردند...
در دعواهای خانوادگی زنها مردها را تیر کردند
در رانندگی ناسزا لایق افسریست که به زن ها گواهینامه داد...
در خیابان ها این زن ها بودند که با بدحجابی باعث تجاوز، متلک، دستمالی و نگاه های هیز شدند...
و در مورد کم کاری در تربیت فرزندانی که نام خانوادگی پدر را یدک میکشند زنها مقصر قلمداد شدند...
بی هیچ دلیل مشخصی مردان چند همسره داریم و اما زنان چند شوهره هرگز...
بی هیچ دلیل مشخصی  کلمه " باکره " پسوند دختران شد اما پسوند پسران نه...
از آنها حق ازدواج، حق تحصیل، حق خروج از کشور و خیلی حق های دیگر سلب امتیاز شد
و یکی مدام زیر گوششان خواند تو زنی... و نمی شود... و نمی توانی...
و همچنان موضوع میزگردهای مردانه " رواج زن سالاری در عصر ما " ست

اما در روزهای سختی و بی پناهی
هر مردی دلش گرفت
جایی امن تر از آغوش یک زن نیافت

با این حال که همه عمر ضعیفه اش خواند
اینها همه یعنی با پنبه سر بریدن؛
خونی ریخته نمی شود اما جایش بر روح یک زن همیشه سنگین و دردناک باقی می ماند
دیدگاه ها (۱)

تو را زنانه می خواهمزیرا تمدن زنانه استشعر زنانه استساقه ی گ...

پنجشنبهزنی است تنهاکه آنقدر از عشق گریخته ستبه پستوی انزوامب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط