{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط یک‌بار نوشته‌هایم را لمس کرده ای؛

فقط یک‌بار نوشته‌هایم را لمس کرده ای؛
فقط یک‌بار.
حالا به هر کوی و برزنی که پا می‌گذارم،
به هر محفلی که می‌روم،
به هر خیابانی که گذرم می‌افتد؛
بوی تو از نوشته‌هایم بلند می‌شود.
منِ ساده فکر می‌کردم تو آزادی هستی؛
نمی‌دانستم که خاطراتت بند بندِ وجودم را به بند می‌کشند؛
و بوی تنت بر سطر سطر نوشته‌هایم سایه می‌اندازد.
#سعید_سجادیان


#خاص #جذاب
دیدگاه ها (۱)

تک‌پارتییی جدید از جیهوپییی؟؟دانشگاه همیشه بوی کاغذهای کهنه ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

پارت ۶

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط