{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبرم با دگری همدل و غمخوار مباش

دلبرم با دگری همدل و غمخوار مباش
سینه را چنگ مزن ، با رقبا یار مباش

غیر احوال من از یار دگر حال مجوی
بیش از این در صدد اذیت و آزار مباش

نظری افکن و حال من رنجور ببین
بهر دلدار دگر این همه بیمار مباش

دیده بگشای و بزن دست به پیشانی من
از برای دگری یار و پرستار مباش

مشو با خصم ستمکاره ی من هم پیمان
دلبرخائن و بدکاره ی خونخوار مباش

خون مکن سینه ی رنجور جگر سوخته را
روز و شب رهگذر کوچه ی اغیارمباش
دیدگاه ها (۴)

عشـــــــــــق یعنی یک تلنگر بر تن احساس گلعاشــــــــــــــ...

ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ...ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡﻛﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﻨﺎﻫﯽ...

*ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻳﻢ ﻭ ﺷﮑﺴﺘﻴﻢ ﻭ ﻧﮕﻔﺘﻴﻢ ﭼﺮﺍ**ﻣﺎ ﺩﻫﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺑﺴﺘﻴﻢ ﻭ ﻧ...

‌ اگر روزی دراین دنیاشکستیاگربر نارفیقان دل تو بستیاگر عاشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط