فیک تهیونگ✨
فیک تهیونگ✨
𐙚ׄ𓌔ׅ𓌔ׄ𓌔ׅ𓌔 ♡゙ 𓌔ׅ𓌔ׄ𓌔ׅ𓌔𐙚
Part 6 🌊
ویو سویول فردا صبح:
کششی به بدنم دادم و خواستم از روی تخت بلند شم که نگاهم به شوگا خورد،آخی که گربه
کوچولویی هست،اما موقعی که بیدار میشه
مثل یه گربه ی نق نقو و منحرفه(ما که هنوز به بخش اسمات نرسیدیم😂)
رفتم سمت در،در و آروم باز کردم و رفتم بیرون سمت (wc)و کارای لازم و انجام دادم و اومدم بیرون،کت و شلوار مشکیمو پوشیدم و کرواتمو بستم و کفش پاشنه بلند ورساچه مو پوشیدم و از خونه رفتم بیرون،سمت ماشین رفتم،ماشینو روشن کردم
امروز باید برم ا/ت خواهر تهیونگ و برسونم دانشگاه،رفتم سمت خونشون
ویو ا/ت:داشتم آماده میشدم تا سویول بیاد برسونتم مدرسه،داداش تهیونگ هم که مثل همیشه صبح میره سر کار،
داشتم کلید و بر میداشتم که گوشیم زنگ خورد
:دینگ دینگ📱(گوشی زنگ خورد)
برداشتم و جواب دادم،سویول بود
علامت سویول●
علامت ا/ت♧
♧الو....سلام
●آ....الو....سلام ا/تی...آره
♧آره سویول خودمم اومدی
●رسیدم بیا
♧اوکی
:سویول قطع کرد
ویو شوگا:(از اینجا به بعد جریان اصلی شروع میشه 🤫،
ادامه دارد
شرط
۱۵ لایک
۱۰ کامنت
ببخشید تو خماری گذاشتمتون 😔
پارت بعدی خیلی خفنه😮💨
𐙚ׄ𓌔ׅ𓌔ׄ𓌔ׅ𓌔 ♡゙ 𓌔ׅ𓌔ׄ𓌔ׅ𓌔𐙚
Part 6 🌊
ویو سویول فردا صبح:
کششی به بدنم دادم و خواستم از روی تخت بلند شم که نگاهم به شوگا خورد،آخی که گربه
کوچولویی هست،اما موقعی که بیدار میشه
مثل یه گربه ی نق نقو و منحرفه(ما که هنوز به بخش اسمات نرسیدیم😂)
رفتم سمت در،در و آروم باز کردم و رفتم بیرون سمت (wc)و کارای لازم و انجام دادم و اومدم بیرون،کت و شلوار مشکیمو پوشیدم و کرواتمو بستم و کفش پاشنه بلند ورساچه مو پوشیدم و از خونه رفتم بیرون،سمت ماشین رفتم،ماشینو روشن کردم
امروز باید برم ا/ت خواهر تهیونگ و برسونم دانشگاه،رفتم سمت خونشون
ویو ا/ت:داشتم آماده میشدم تا سویول بیاد برسونتم مدرسه،داداش تهیونگ هم که مثل همیشه صبح میره سر کار،
داشتم کلید و بر میداشتم که گوشیم زنگ خورد
:دینگ دینگ📱(گوشی زنگ خورد)
برداشتم و جواب دادم،سویول بود
علامت سویول●
علامت ا/ت♧
♧الو....سلام
●آ....الو....سلام ا/تی...آره
♧آره سویول خودمم اومدی
●رسیدم بیا
♧اوکی
:سویول قطع کرد
ویو شوگا:(از اینجا به بعد جریان اصلی شروع میشه 🤫،
ادامه دارد
شرط
۱۵ لایک
۱۰ کامنت
ببخشید تو خماری گذاشتمتون 😔
پارت بعدی خیلی خفنه😮💨
- ۲.۴k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط