{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سپید است،بخت خویش را میگویم،تنها نمیدانم این مدادهای سیاه

سپید است،بخت خویش را میگویم،تنها نمیدانم این مدادهای سیاه،از کجا وارد سپیدی سرنوشتم شدند و آن را خط خطی و بدفرم نشان دادند،اما ملالی نیست بر این بی حرمتی ها،پاک کن خوبی برایشان دارم،پاک کنی از جنس امیدواری و عشق،چیزهایی که جز لبخند برایم ارمغانی نداشته اند.
امروز امید میبندم به فردایی که عده ای بهشت مینامندش،اما من به آن میگویم انسانیت.
انسانیت،چه واژه ی زیبایی،یادم باشد آن را روی قلب های بیمار خالکوبی کنم،شاید موجب شفای ایشان باشد.
میگویند در دنیا جزیره ای است که مردمش برای قطع کردن درختان اره و تبر نمیبرند،بلکن یک روز دسته جمعی به مکان آن درختان رفته و دمادم از سخنان رکیک و فحشای نازیبا استفاده میکنند،فردا تمام آن درختان خشک میشوند و بر زمین می افتند.
آری دوستان برای سپید ماندن سرنوشت،میباید به چیزهای زیبا فکر کنیم،مثل عشق و انصاف و امید تا که شاید فردا به بهشت موعود یا همان انسانیت دست یابیم.
دیدگاه ها (۵)

سپید است،بخت خویش را میگویم،تنها نمیدانم این مدادهای سیاه،از...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

۱۳. مدیرِ بی‌کفایت، مصونیتِ آهنین ندارد؛ تراز، حسابِ خسارت ر...

۱۳. مدیرِ بی‌کفایت، مصونیتِ آهنین ندارد؛ تراز، حسابِ خسارت ر...

﹘✿゙ ៸ ៸ թ𝚛𝚒𝚗᪲𝚌𝚎𝚜𝚜 ୄୱ 🌸𝆹𝅥‌  ‌ ‌ ‌  ‌  ‌تمام...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

چی شد که روسریت افتاد چرا موهاتو وا کردیبگو زیبای مو وحشی وا...

😆😂#بامداد_خمار #نوید_پورفرج #ترلان_پروانه #دانیال_پورصباح #ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط