{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه خیالش دست کسی افتاده

جمعه خیالش دست کسی افتاده
می آید
می رود
خودش را توی یکی جا می گذارد
باز هم میرود
دنبال خودش
توی خیابانهای کاهگلی می گردد
جمعه هر بار
جور دیگری دلتنگ می شود

#مریم_پورقلی
دیدگاه ها (۲)

گوشه ے اتاق تـا میکنم بهانه های رنگارنگم راو هر روزیکی را می...

غروب های جمعه درست مثل چای سرد شده است....از دهن افتاده و تل...

شهر بدونِ توتعطیلِ رسمی است !هر روزشجمعه است ...عزایِ عمومی ...

جمعه می آید بر سکوتِ دلم می نشیند با دستهایشنگاهم را می چسبد...

خون سرخ☆پارت ۲کتاب رو از توی کیفم دراوردم...بازش کردم و دنبا...

پاپوش

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط