*(آقاجانم در اون حد نیستیم،حد اقل یه نگاه)*
*(آقاجانم در اون حد نیستیم،حد اقل یه نگاه)*
*(بسم الله الرحمنالرحیم)*
شیخ طوسی در امالی به سند خود از علی ابن علی،فرزند برادر دعبل خزایی نقل کرده که:
«در سال ۱۹۸قمری همراه برادرم دعبل،خدمت امام رضا علیه السلام رسیدیم...،و تا پایان سال۲۰۰قمری در محضرش اقامت داشتیم...،و سپس به قم رفتیم....،
بعد از آن، امام رضا علیه السلام به برادرم دعبل، پیراهن پشمینه سبز رنگی به همراه انگشتری که نگینش عقیق بود هدیه کرد.....،
همچنین به او درهم هایی که نام آن حضرت بر آن نقش بسته بود،مرحمت نمود و به او فرمود:
«ای دعبل به قم برو که در آنجا سود و بهره خواهی یافت...،و به او یاد آور شد:از این پیراهن به خوبی محافظت کن که من در این پیراهن،*هزار شب هزار رکعت نماز خوانده ام و هزار مرتبه قرآن را در آن ختم کرده ام.....!»
(امالی شیخ طوسی-ص۳۵۹)
(بحار-ج۴۹-ص۲۳۸)
*(بسم الله الرحمنالرحیم)*
شیخ طوسی در امالی به سند خود از علی ابن علی،فرزند برادر دعبل خزایی نقل کرده که:
«در سال ۱۹۸قمری همراه برادرم دعبل،خدمت امام رضا علیه السلام رسیدیم...،و تا پایان سال۲۰۰قمری در محضرش اقامت داشتیم...،و سپس به قم رفتیم....،
بعد از آن، امام رضا علیه السلام به برادرم دعبل، پیراهن پشمینه سبز رنگی به همراه انگشتری که نگینش عقیق بود هدیه کرد.....،
همچنین به او درهم هایی که نام آن حضرت بر آن نقش بسته بود،مرحمت نمود و به او فرمود:
«ای دعبل به قم برو که در آنجا سود و بهره خواهی یافت...،و به او یاد آور شد:از این پیراهن به خوبی محافظت کن که من در این پیراهن،*هزار شب هزار رکعت نماز خوانده ام و هزار مرتبه قرآن را در آن ختم کرده ام.....!»
(امالی شیخ طوسی-ص۳۵۹)
(بحار-ج۴۹-ص۲۳۸)
- ۲۳۵
- ۲۹ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط