جلوی در بهزیستی نشسته بود
جلوی در بهزیستی نشسته بود
بلند بلند گریه میکرد
میگفت تنهاش گذاشتن
هیچوقت قبول نکرد که همیشه تنها بوده
بالاخره یه روز سرد رفت
دلم نمیخواد قبول کنم هیچوقت نداشتمش.
میم.ح
#چرت_اندر_چرت
بلند بلند گریه میکرد
میگفت تنهاش گذاشتن
هیچوقت قبول نکرد که همیشه تنها بوده
بالاخره یه روز سرد رفت
دلم نمیخواد قبول کنم هیچوقت نداشتمش.
میم.ح
#چرت_اندر_چرت
- ۱.۴k
- ۰۱ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط