{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی صدای آب را باران نمی فهمد

گاهی صدای آب را باران نمی فهمد
رمز غرور شیشه را فنجان نمی فهمد

این در توان دختر زیبای توفان نیست
اردیبهشتت را اگر آبان نمی فهمد

در لابلای گریه ی شعرم که می آیی
بوی غزل را زیره در کرمان نمی فهمد

نوروز را از شهر گلها خانه برگردان
حس نسیم لاله را توفان نمی فهمد

از سفسطه امروز کاری بر نمی آید
اندیشه راآهوی سر گردان نمی فهمد

آن سینه ریز خوب وزیبای طلایی را
تا روز محشر گردن حیران نمی فهمد
دیدگاه ها (۲)

عاقبت از دوریت تنهای تنها میشوم، من گدای بی پناهی چون زلیخا ...

کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم حس خوبیست که من ...

ای عشق ! نگهت مستیِ صد جامِ شراب استعمرم ، پیِ نوشیدنِ این ب...

ای کاش شبم فهم سحـر داشته باشدغم از دل من قصد سفـر داشته باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط