🔸 یا امیرالمؤمنین
🔸 یا امیرالمؤمنین
وا نشد جبریل اگر سمت نجف بال و پرش
بهتر آنکه بر زمین جاری شود خاکسترش
خوش به حال آن کبوتر بچه ای که تا سحر
میپرد از صحن ایوانش به صحن دیگرش
داستان سنگ و زر یعنی که ما و فضه اش
قصه شاه و گدا یعنی که ما و قنبرش
در مقام آخریت بود ، دیدند اولش
در مقام اولیت بود ، دیدند آخرش
خاک را گل میکند گل را خلائق میکند
نیست هرکه خلق مولا خاک عالم برسرش
اینهم از ظرفیت دنیای بی ظرفیت است
هرکه اورا میپرستد مینویسد کافرش
با علی یکتاپرستم, ورنه میخواهم چکار
آن خدایی را که این آقا نباشد مظهرش
آرزوی مرگ کردن چاره ی کارش بود
سائلی که دست خالی میرود از محضرش
چهارده قرن است دارد رزق ما را میدهد
با همان یک مرتبه بخشیدن انگشترش
آه...ظلمت آه...ظلمت آه..ظلمت میشود
وای اگر خورشید را روزی براند از درش
مرتضی یعنی قسیم النار والجنة , ولی
هست معیارش در این تقسیم حب همسرش
تازه کعبه آبرویی یافت و قیمت گرفت
همچنانی که صدف قیمت گرفت از گوهرش
از در کعبه نرفت و بر در کعبه نرفت
چونکه باید بعد ازین کعبه بیاید بر درش
خاک یا خاکسترش کن مصحفی را که درآن
آیه ی"الیوم اکملت"نباشد محورش
به خودش که جای خود ، حتی به خاک پاش هم
هر کسی شک میکند شک میکنم به مادرش
کور دلها احمقند ، احمق چه میفهمد علی
جان احمد بود که خوابید بین بسترش
جز علی و فاطمه دیگر ندیده روزگار
اینقدر شرمنده باشد همسری از همسرش
وا نشد جبریل اگر سمت نجف بال و پرش
بهتر آنکه بر زمین جاری شود خاکسترش
خوش به حال آن کبوتر بچه ای که تا سحر
میپرد از صحن ایوانش به صحن دیگرش
داستان سنگ و زر یعنی که ما و فضه اش
قصه شاه و گدا یعنی که ما و قنبرش
در مقام آخریت بود ، دیدند اولش
در مقام اولیت بود ، دیدند آخرش
خاک را گل میکند گل را خلائق میکند
نیست هرکه خلق مولا خاک عالم برسرش
اینهم از ظرفیت دنیای بی ظرفیت است
هرکه اورا میپرستد مینویسد کافرش
با علی یکتاپرستم, ورنه میخواهم چکار
آن خدایی را که این آقا نباشد مظهرش
آرزوی مرگ کردن چاره ی کارش بود
سائلی که دست خالی میرود از محضرش
چهارده قرن است دارد رزق ما را میدهد
با همان یک مرتبه بخشیدن انگشترش
آه...ظلمت آه...ظلمت آه..ظلمت میشود
وای اگر خورشید را روزی براند از درش
مرتضی یعنی قسیم النار والجنة , ولی
هست معیارش در این تقسیم حب همسرش
تازه کعبه آبرویی یافت و قیمت گرفت
همچنانی که صدف قیمت گرفت از گوهرش
از در کعبه نرفت و بر در کعبه نرفت
چونکه باید بعد ازین کعبه بیاید بر درش
خاک یا خاکسترش کن مصحفی را که درآن
آیه ی"الیوم اکملت"نباشد محورش
به خودش که جای خود ، حتی به خاک پاش هم
هر کسی شک میکند شک میکنم به مادرش
کور دلها احمقند ، احمق چه میفهمد علی
جان احمد بود که خوابید بین بسترش
جز علی و فاطمه دیگر ندیده روزگار
اینقدر شرمنده باشد همسری از همسرش
- ۸۲۸
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط