{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اره میگفتم سحربلبل حکایت باصبا کردیه لحظخثه مکث کر

اره میگفتم ..سحربلبل حکایت باصبا کرد.....یه لحظخثه مکث کردم..هثخدایی کصکش الکی نمیخوته ..پس میخواد حکایت کنه اوا ز میخونه عشقشوبیاره پای کار...عجب وقتی رو هم کصکش انتخاب کرده....اول کله سحر همه خواب سکوت منواینهمه خوش بازثثثبلبلم نشدیم رغت پی کارش...
صبح همتون زیبا اما نه به زیبایی بلبل
دیدگاه ها (۰)

چقدر ناله وفریاد...اینهمه دادزدیم که بابا...اهای اخوی...خانم...

اف بران کس که رود خاطره اش همره باد

یه بار ویس پاک کرد مثلا یه دستی زذثدی.اینقدر مسذارم تا به غاثلط کردمثن بیفتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط