ابری بیار از دور پر باران پرستو جان
ابری بیار از دور _ پر باران _ پرستو جان!
عطری بیفشان بر حیاط خانه شب بو جان!
من میهمان دارم، مبادا خاک برخیزد
حالا که وقت آبرو داری ست جارو جان!
اینقدر بی تابی نکن پیراهن نازم!
هی روی پیشانی نیا با شیطنت! «مو»جان!
وقتی تو می آیی در و دیوار میچرخند
انگار چیزی خورده باشد خانه، بانو جان!
عاشق شدن را داشتم از یاد می بردم
این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان!
این چشمها این شیشه های عمر من؛ ای جان!
میبندی و انگار عمری مرده ام..کو جان؟
کو جان که برخیزم؟ تو این سهراب را کشتی
گیرم که روزی بازگردی نوشداروجان!
مهدی فرجی
عطری بیفشان بر حیاط خانه شب بو جان!
من میهمان دارم، مبادا خاک برخیزد
حالا که وقت آبرو داری ست جارو جان!
اینقدر بی تابی نکن پیراهن نازم!
هی روی پیشانی نیا با شیطنت! «مو»جان!
وقتی تو می آیی در و دیوار میچرخند
انگار چیزی خورده باشد خانه، بانو جان!
عاشق شدن را داشتم از یاد می بردم
این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان!
این چشمها این شیشه های عمر من؛ ای جان!
میبندی و انگار عمری مرده ام..کو جان؟
کو جان که برخیزم؟ تو این سهراب را کشتی
گیرم که روزی بازگردی نوشداروجان!
مهدی فرجی
- ۲.۳k
- ۰۹ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط