{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابری بیار از دور پر باران پرستو جان

ابری بیار از دور _ پر باران _ پرستو جان!


عطری بیفشان بر حیاط خانه شب بو جان!


من میهمان دارم، مبادا خاک برخیزد


حالا که وقت آبرو داری ست جارو جان!


اینقدر بی تابی نکن پیراهن نازم!


هی روی پیشانی نیا با شیطنت!  «مو»جان!


وقتی تو می آیی در و دیوار میچرخند


انگار چیزی خورده باشد خانه، بانو جان!


عاشق شدن را داشتم از یاد می بردم


این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان!


این چشمها این شیشه های عمر من؛ ای جان!


میبندی و انگار عمری مرده ام..کو جان؟


کو جان که برخیزم؟ تو این سهراب را کشتی


گیرم که روزی بازگردی نوشداروجان!







مهدی فرجی
دیدگاه ها (۵)

چه دل فریب و خوشایند آفریده شدیپر از تبسّم و لبخند آفریده شد...

گریه های من از سر عادت ،خنده هایم همیشه عادی نیستبعد تو هر چ...

کی می رسم به لذت در خواب دیدنت؟سخت است سخت ازلب مردم شنیدنته...

خنده ات طرح لطیفیست که دیدن داردناز معشوق دل‌آزار خریدن دارد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط