{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجره میخندد

پنجره میخندد
کوچه امروز
پر از قهقه ی باران است

کفش ها دست به دست
از میان ابرها می گذرند
و زمین غرق
در ایینه ی اب

بید مجنون تک کنج حیاط
سجده شکر بجا اورده
شاد از این که دیگر تنها نیست

بهر هر اوازی
قفسی نیست
در این شهر امروز

و جهانم بی شک
سرخوش از
بودن توست

#نگار
دیدگاه ها (۲۲)

.گیسوانِ بیدِ مجنون را به رقص آورده ایآبشارِ غرقِ افسون را ب...

#انتقال_فرهنگ_مهدویت✍ سلام خدمت همه ی دوستان منتظر ، سلام بر...

گر از این منزل ویران به سوی خانه روم دگر آن جا که روم عاقل و...

****(((بسم الله الذی لا اله الا هو)))****علی حیدر مدد...بإذن...

زهر ترین زاویـــه ی شوکرانمرگ ترین حقه ی جادوگرانداغ ترین شه...

افسانه مهدویان شاعر تهرانی

❤چمدان یکسال را بسته ام . می گذارمش کنج خاطرات عمرم . خوب یا...

۶امتحان ولایت زمان زمان عجیبی است یار ما به کجاست؟دهد گواه د...

‍ ‍🖐 السلامُ علیکَ یا سلطان🖐 زائری در قطار ، بین مسیریا رضا...

حسین نیک سرشت شاعر املشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط