{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر می کردم باید از شما بخواهم که زودتر بیایید.

فکر می کردم باید از شما بخواهم که زودتر بیایید.

فکر می کردم باید از شما بخواهم که برگردید.

فکر می کردم ما فقط وظیفه داریم از همه بخواهیم برای آمدنتان دعا کنند .

نمی دانستم ...

نمی دانستم که دلیل نیامدنتان خود خودم هستم ...

نمی دانستم که شما از همه ی ما به ظهور مشتاق ترید ...

نمی دانستم که باید در انتظار شما قیام می کردم نه اینکه به انتظارتان بنشینم...

نمی دانستم که اگر فقط با دعا همه چیز پایان می یافت غیبتتان ، ۱۱ قرن به درازا نمی کشید...

نمی دانستم...
دیدگاه ها (۳)

یکی از فانتزی های همتون اینه که : با عشقتون برین تو یه کلبه ...

بچه ها هووووووووووووررررررا اینقدر خوشحالم که حد نداره کنکور...

چشم هایم رانمیخواهم...... اگردیدنت نباشد دست هایم را نمیخواه...

وقتی ۱۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم …صورتت از شرم ق...

سفیر کبیر Grand Ambassador

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :محبّت، پس از شناخت معرفت و ...

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط