آدم که حتمن نباید بره دریا تا غرق شه

آدم که حتمن نباید بره دریا تا غرق شه.
حتمن که نباید وسط حجم عمیقی از آب دریا باشه که احساس خفگی کنه.
گاهی وقتا آدم وسط موزاییک نیم‌ متری هم غرق میشه.
توو برگ‌ های یه کتاب چند صفحه‌ ای حس خفگی بهش دست میده.
میونِ چند تا عکس رنگی توی گالری.
میونِ آهنگ خوش اون‌ روزها.
توی گردنبند طرحِ عقرب.
حتی وسط پاستای خوشرنگ کافه‌ی میدون شهرداری.
می‌دونی که چی می‌گم؟ گاهی وقتا خاطره‌ها خیلی عمیق‌تر از آب‌هایِ توی دریان.
راحت‌ تر خفه‌ ت می‌کنن
دیدگاه ها (۰)

به روز ها جیره ای نگاه کن.امروز یک جیره‌ی مشخص داری که روز ب...

پرنده ای که روی شاخه نشستههیچ وقت نمیترسه شاخه بشکنهچون اون ...

ﻣﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﻋﻘﺐ ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮﻱ ﺳﺮﺭﺳﻴﺪﺵ ﭼﻴﺰﻱ ...

خط بزنید از زندگیتانتمامِ آدمهاى بلاتکلیفى که غیرِ قابلِ پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط