Iای عشق،
Iای عشق،
ای معشوق آشنای همه عاشقانهها
هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت:
گل با شکوفه
شبنم به شرم و
صبح به لبخند و
دريا به موج و
موج به ريگ کرانه ها.
يک لحظه از نگاه تو کافی است
تا دلم سودا کند
دمی به همه جاودانهها...
قیصر_امین_پور
ای معشوق آشنای همه عاشقانهها
هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت:
گل با شکوفه
شبنم به شرم و
صبح به لبخند و
دريا به موج و
موج به ريگ کرانه ها.
يک لحظه از نگاه تو کافی است
تا دلم سودا کند
دمی به همه جاودانهها...
قیصر_امین_پور
- ۲.۷k
- ۱۱ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط