Iای عشق،

Iای عشق،
ای معشوق آشنای همه عاشقانه‌ها
هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت:
گل با شکوفه
شبنم به شرم و
صبح به لبخند و
دريا به موج و
موج به ريگ کرانه ها.
يک لحظه از نگاه تو کافی است
تا دلم سودا کند
دمی به همه جاودانه‌ها...
‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌
قیصر_امین_پور
دیدگاه ها (۱)

سرنوشت(ویو شوگا)صبح که بیدار شدم، رایا هنوز خواب بود.صورتش خ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 45صبح روز بعد، طوفان شدیدتر شده بود....

چند پارتی(درخواستی)

چند ماه از روزی که ا/ت و سوکجین رسماً با هم وارد رابطه شده ب...

رمان اسیر خان پارت سیزدهم ۱۳

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

حتی گل‌ها هم می‌دانستPart 2ماه در آسمان مانند جواهری می‌درخش...

╭─────────────── 🌊 ───────────────╮✦ پارت ۵۲ ویو آت ✦╰─────...

.....پارت ششم....

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیآن شب، ا.ت سعی کرد مثل همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط