{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#وقت_دلتنگیم

#وقت_دلتنگیم

بنام آفریننده ی قلب های عاشق 🤍

در آن شب سرد...
من ایمان دارم
به شبی که خسته از تقدیر و سرنوشت، پس از سالیان سال، چشم های تر از اشکمان به یکدیگر گره خواهند خورد. همان چشم هایی که از یکدیگر دریغ کردیم، در آن شب از شوق دیدار یار خواهند بارید و چهره ی معشوق در دیدگانمان تار خواهد شد.
دستانمان پس از سالها یکدیگر را می‌گیرند و گرمای وجودمان سرتاسر دنیای سرد کوچکمان را در آغوش خواهند گرفت و تمام این دردها و غصه ها و شب های طولانی به سرانجام خواهند رسید.

من ایمان دارم به رسیدن به تو ای غریب آشنا
درآن شب سرد...
مگر یادم می‌رود آن نگاه هایی که به من نکردی
مگر یادم می‌رود چگونه غرورت را جلوی چشمانم جولان میدادی
من یادم نمی‌رود بی وفاییت را، توهم به یاد داشته باش
دختری اینجا به یادت نفس می‌کشد، به یادت به خواب می‌رود و به یادت چشم به جهان نفرین شده ای به اسم دنیا باز می‌کند.

راست می‌گفتند، عاقبت عشق جداییست و ای کاش ای جهان من، عمر عشق زیبای من و تو انقدر کوتاه نبود.
این را بدان که من نه تورا میبخشم و نه فراموشت میکنم.

نمی‌دانم شاید هم اکنون از آن شخص دیگری باشی و عشق من به تو گناه باشد، اما اگر گناه باشد با صدای بلند فریاد میزنم :
دوست داشتنت گناه باشد یا که اشتباه، گناه میکنم تورا حتی به اشتباه...

#دلنوشته
#با_قلم_رزِ_امیر
دیدگاه ها (۰)

#سایه_ای_در_خانه_چئون# part_2آن شب، یونا تنها ماند. تنها با ...

باز یادت در دلم امشب قیامت می کندبی تو دلتنگی مرا هرلحظه غار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط