{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جُز خیالِ روی او

جُز خیالِ روی او
نقشــی نیاید در نظــر
هرچه ما دیدیم و می‌بینیم آن جانانِ ماست...
دیدگاه ها (۱)

آن مایی ، آن مایی ، آن ما...

چو پیراهن شوم آسوده‌خاطرگرش همچون قبا گیرم در آغــــوش

جز بی‌ خبریم از دل خودهیچ خبر نیست

‌‌و آن شب که بی تو باشم جانم ز تن برآيد...

خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زدنیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زدب...

ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوستسر نهم در خط جانان جان...

گفتم:اگر تقدیرمان دست خداستپس چرا اینقدر دلمان آشوب است؟گفت:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط