{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه پیرهن زشت داشتم ، بردم گذاشتمش دیوار مهربانی....

یه پیرهن زشت داشتم ، بردم گذاشتمش دیوار مهربانی....
فرداش رفتم دیدم یکی کاغذ چسبونده کنارش نوشته:
با این سلیقه ات لازم نکرده به فکر فقرا باشی 🗣 😑 😂 😂
دیدگاه ها (۷)

ﺩﺧﺘﺮ ﻋﻤﻮﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﺷﻮ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﮕﻔﺖ :ﭘﯿﺸﯿﻪ 🐱 ﻣﻦﻣﻮﺷﯽ🐭 ﺟﻮﺟﻮﯼ...

#سیمائونه 😉 قبل کار ( 1) #هنردست

‏یاد ترم یک افتادم گفتیم همگی بریم تا کلاس تشکیل نشه یه پسره...

نام حالتی عجیب درانسان که باعث میشود فرد تردید کند صحنه ای ر...

مافیای خشن من پارت ۶ نوشته: sarii

ویو اتدیدم جی هوپ خوابه رفتم کنارش رو تخت نشستم خواستم موهاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط