پهشێو رنج مجسم قرون و اعصار کرد در این سیارهاست. متعهد
پهشێو رنج مجسم قرون و اعصار کرد در این سیارهاست. متعهد است و سختکوش. شعر” بئاته ”را که میسراید، عشق را میافریند. شانهاش تمامی شب دفتریست مشتاق جلوس رویای شعری برآن و چون بازرگانی از سفر برگشته، شب تمامیشب سیم وزر درون صنوقچۀ خوابهای زیباروی ناشناس سر نهاده برشانهآس را شمارش میکند.شعرش گاه رنگین کمانیاست در کرانه. بهنگام خشم بر خصم نفرینشدگانش، سرنوشت عبرتانگیزدو شخصیت مسلمان در جهنم دانته را دارند.
میسراید ،مینویسد، فریاد میزند، میخروشد ، طعنه میزند، ناسزا میگوید ودر این معرکۀ مدام هیچ تنابندهای هماوردش نیست. زورمداران خودی را به محاکمه میکشد، دیوژن وار میزید و اسکندر قدرت را امر به دور شدن و راه دادن به تابش خورشید میکند
میسراید ،مینویسد، فریاد میزند، میخروشد ، طعنه میزند، ناسزا میگوید ودر این معرکۀ مدام هیچ تنابندهای هماوردش نیست. زورمداران خودی را به محاکمه میکشد، دیوژن وار میزید و اسکندر قدرت را امر به دور شدن و راه دادن به تابش خورشید میکند
- ۲۷۱
- ۱۴ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط