{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" پروانه ها "

" پروانه ها "
از لب های خشک آسمان

تنها سکوت می ریزد

زهر خاک

شکوفه های درد را بارور می کند

گرما

در پشت چشمان داغ بسته ی دروغ

نفس تنگی افق

التهاب دیوارها

خیال عرق ریزی پروانه ها ست .

روزگاری

بارانی بود

لبخندی بود

باغی بود

که درختانش نماز می خواندند ...


مرتضی نیک پایان *
دیدگاه ها (۲)

عادت کرده ام !هر شبدر آغوش تو بخوابم ...و هر روز صبحبیدار که...

بــی جهت دنبال برهــان و کــلام منطقیــم ...چــای بعد روضـه ...

یه روز…یه روز همه چیُ ول می کنمُ می رمقاطی بوی تور ماهیگیرای...

ماهی روحم به اقیانوس هم راضی نبودطفلکی لالایی این برکه خوابش...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت ۱۲ : آشفتگی شیرین ...

LOOKING FOR YOU PART : ²⁶چند روز از آمدن جونگکوک به عمارت گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط