همچو عشقبازی ام با لحظه...
همچو عشقبازی ام با لحظه...
با مرگ هم چنان خواهم کرد ،
تا برباید و دگر بار زندگانی بزایم
چو گلی از بارانِ اخگرهایم بشکفم !!
تا تکه های خواب رفته ام را زنده نمایم
وَ این تعلیق را معنای پایانی بخشیده و
به دردِ بی دردی برسم .
اینک آمده ام
حضورم را ببین
با فسانه ای کز تو می سازم
در شکوه تک درخت
روزی که بدان آویختم
از ازل تا ابد
با مرگ هم چنان خواهم کرد ،
تا برباید و دگر بار زندگانی بزایم
چو گلی از بارانِ اخگرهایم بشکفم !!
تا تکه های خواب رفته ام را زنده نمایم
وَ این تعلیق را معنای پایانی بخشیده و
به دردِ بی دردی برسم .
اینک آمده ام
حضورم را ببین
با فسانه ای کز تو می سازم
در شکوه تک درخت
روزی که بدان آویختم
از ازل تا ابد
- ۲۹۵
- ۲۳ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط