علامت یانگ هی +
علامت یانگ هی +
علامت بابای یانگ هی =
علامت مامان یانگ هی ÷
علامت جونکوک _
علامت بابای کوکی $
علامت مامان کوکی /
ویو یانگ هی
صب از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی کار های لازم رو انجام دادم یه لباس گوگولی ( عکس لباس را میزارم ) پوشیدم آرایش کم کردم چون خودم قشنگم رفتم پایین
+ صبح بخیر
= صبح بخیر عزیزم
÷ صبح بخیر دخترم بیا بشین صبحونه بخور
+ رفتم نشستم درحال خوردن بودم که با حرف بابام پرید تو گلوم
=دخترم ما به خاطر کارمون باید تو با پسر آقای جئون اجدواج کنی
+ ( د حال سرفه ) چی !!
÷ عزیزم یه حرف رو۲ بار نمیگم
+ من با اون پسر سرد و مغرور اجدواج نمیکنم ( با داد )
= حداقل به در رحم کن
ویو جونکوک
صبح از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی بعد رفتم پایین
_ صبح بخیر( با حالت سرد )
$ صبح بخیر
/ او صبح بخیر بیا سر میز
رفتم سر میز بابام بحث اجواج با خوانواده کیم رو کشید وسط من هم گفتم نمیخوام با او دختر ادواج کنم که پدرم گفت
$ روی حرف من حرف نزن تو باید با اون ازدواج کنی امروز هم میریم خواستگاری و تمام
_ رفتم توی اتاقم
ادامه دارد
علامت بابای یانگ هی =
علامت مامان یانگ هی ÷
علامت جونکوک _
علامت بابای کوکی $
علامت مامان کوکی /
ویو یانگ هی
صب از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی کار های لازم رو انجام دادم یه لباس گوگولی ( عکس لباس را میزارم ) پوشیدم آرایش کم کردم چون خودم قشنگم رفتم پایین
+ صبح بخیر
= صبح بخیر عزیزم
÷ صبح بخیر دخترم بیا بشین صبحونه بخور
+ رفتم نشستم درحال خوردن بودم که با حرف بابام پرید تو گلوم
=دخترم ما به خاطر کارمون باید تو با پسر آقای جئون اجدواج کنی
+ ( د حال سرفه ) چی !!
÷ عزیزم یه حرف رو۲ بار نمیگم
+ من با اون پسر سرد و مغرور اجدواج نمیکنم ( با داد )
= حداقل به در رحم کن
ویو جونکوک
صبح از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی بعد رفتم پایین
_ صبح بخیر( با حالت سرد )
$ صبح بخیر
/ او صبح بخیر بیا سر میز
رفتم سر میز بابام بحث اجواج با خوانواده کیم رو کشید وسط من هم گفتم نمیخوام با او دختر ادواج کنم که پدرم گفت
$ روی حرف من حرف نزن تو باید با اون ازدواج کنی امروز هم میریم خواستگاری و تمام
_ رفتم توی اتاقم
ادامه دارد
- ۴.۸k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط