و

و
عشق بود ،
آن حسِ مغشوشی که در تاریکی
ناگاه محصورمان می کرد
و جذبمان می کرد...





#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۳)

کاش چون برگ خزان رقص ِمرا ، ، نیمه شب ماه تَماشا می کرد ، ، ...

تاریکی ترسناک نیست...گاهی تاریکی، امن‌ترین جایی‌ست که می‌شود...

بیدار میشوم و سایه‌ی تاریکی را حس میکنم نه روشنای روز را، و ...

به هر چه عشق بورزى به آن قدرت می‌دهی ... از هر چه بترسی به آ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)ترکش عشق فصل دوم داستانی که ه...

صدایت را که می شنوم خورشید

دختر و پارتی

بچه ها بعضی حس‌ها نه گفتنی‌ان، نه نوشتنی… فقط یه گوشه از دل ...

😨 قیامت اینگونه شروع می‌شود👇🔊 و در صور دمیده شود، پس هر که د...

بعضی حرفا رو نمی‌شه زد… فقط می‌شه حس کرد ❤️دختر جنوبی ❤️@zei...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط