{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش سوره ای به اسم پدر بود

کاش سوره ای به اسم پدر بود
که اینگونه اغاز شود:
قسم بر پینه دستانت ، که بوی نان میدهد.
قسم بر بغض فرو خرده ات که شانه ی کوه را لرزاند.
و قسم بر غربتت، وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست
دیدگاه ها (۱۱)

مدت‌هاست ایستاده‌ام بر فرازاتفاقی که نمی‌افتد …

به تو فکر کردن مثل یک شربت ریحاندر این تابستان داغبی درنگبه ...

برای برخاستننه دستــــــــی از بـــــــــــــــــرونبلکـــــ...

دوو کیژۆڵەی دووانەی وڵاتی #کوردەواری ، فرە شیرین و نازدارننا...

بزرگترین عظیم ترین بمب اتم در دوجا میخورد یکی در سوریه وقتی ...

ناپلئون گمشده (فصل سوم)پارت ۶یک روز صبح، تهیونگ کیفهای بزرگ ...

آدم‌ها را شناسنامه پیر نمی‌کند؛ آدم‌ها را حرف‌هایی که نمی‌تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط