{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جعبه های سیاه و طلایی

جعبه های سیاه و طلایی
در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هآیت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هآیت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.
از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.
پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟گفت:ای بنده من!جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هآیت را دور بریزی...
دیدگاه ها (۹)

کاسه چوبی پيرمردي ضعيف و رنجور تصميم گرفت با پسر و عروس و نو...

خواسته های عجیب اسکندر پادشاه بزرگ یونان، الکساندر، پس از تس...

. مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست داردچون در هر بهار...

خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خوني ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۹- ناراحت شدی + نه بیا اون ست ر...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط