{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشک من ! پر بزن درزمستانم لانه کن

گنجشک من ! پر بزن درزمستانم لانه کن

***************
گنجشک من ! پر بزن درزمستانم لانه کن
با جیک جیک مستانت خانه را پر ترانه کن
چون مرغکان بازیگوش از شاخی به شاخی بپر
از این بازویم پر بزن بر این بازویم خانه کن
با نفست خوشبختی را به آشیانم بوزان
با نسیمت بهار را به سوی من روانه کن
اول این برف سنگین را از سرم پک کن سپس
موهای آشفته ام را با انگشتانت شانه کن
حتی اگر نمی ترسی از تاریکی و تنهایی
تا بگریزی به آغوشم ترسیدن را بهانه کن
با عشقت پیوندی بزن روح جوانی را به من
هر گره از روح مرا بدل به یک جوانه کن
چنان شو که هم پیراهن هم تن از میان برخیزد
بیش از اینها بیش از اینها خود را با من یگانه کن
زنده کن در غزل هایم حال و هوای پیشین را
شوری در من برانگیزد و شعرم را عاشقانه کن

حسین منزوی*
دیدگاه ها (۱)

آدم های بی خود و بی مصرفی شده ایم .دیگر حتی متاثر هم نمی شوی...

خورشید برای منساعت هفت غروب طلوع می کندآن هم از پشت میز یک ک...

ساز دلم کوک نیست کمی شور می زند بی تو ...حمید رها*

تمام عاشقانه های دنیا را هم برایم بیاورند !کازابلانکا را هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط