{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب به خواب دیدم آن یار با وفا را

دیشب به خواب دیدم آن یار با وفا را
آغوش را گشودم گفتم بیا نگارا

چون صبحدم پریدم از خواب ناز دیدم
در بر گرفته ام من افسوس متکا را...!!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

وقتی دوش به دوش با تنهای درد رادر این پیاده‌روهای برگریزان پ...

از طعم لبت هرچه سرودم همه کذب استناخورده می، از حالت مستی چه...

رد شدی از وسط کوچه و از گوشه‌ی دردیدم انگار تو هستی و شدم زی...

#حکایت_قدیمی "این حکایت مربوط به قبرستان تخت فولاد اصفهان ا...

اجباری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط