{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه خواب آور پارت سه

از زبان آنیا: همراه دامیان رفتم مرکز خرید
دامیان برام لباس های قشنگی خرید👗👘🥻🩱👚👖
بعد من برای محکم کاری چند ست لباس زیر هم برداشتم🤭🤭🤭🤭👙
بعد از خرید لباس رفتیم کافی شاپ بودن کنار پۊلدار ترین پسر شهر حسادت دختر های دیگه رو شعله ور کرده بود
بعد از خوردن نوشیدنی بلند شدیم برای ادامه خرید که گوشیم زنگ خورد
)⚠️چند سال گذشته و مثلا تلفن همراه اختراع شده⚠️


عه مامانمه
الو....
یور : آنیا ههققق 😭😭😭😭😭😭
مامان چیشده؟؟؟؟ چرا داری گریه میکنی؟؟؟؟
یور : بابات.....😭😭😭 ههققق
بابا چیشده😰😰😰😰
یور : بیا بیمارستان 😭
دامیان : آنیا حالت خوبه؟؟؟ مامانت چی گفت؟

یهو جلو چشام سیاهی رفت

دامیان: عزیزم....عزیزم 😢😢😢😢آنیا در بغل دامیان از هوش رفت




پارت بعد ١٠ لایک
یعنی چه اتفاقی برای لوید میفته
دشمنی که بهش حمله کرد برای کي کار میکنه
در پارت بعد خواهیم دید....
دیدگاه ها (۱)

چقدر من سر فصل آخر گریه کردم

فقط سگ آنیا جر خوردم

✨ شخصیت‌های Spy × Family اگه MBTI داشتن...برای پارت دوم ۲۰ ل...

عشق پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط