{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Another world

part : ۱
_________________
با خستگی فراوان پیشبندش رو دراورد و توی رخکن گزاشت و بعد از خداحافظی با همکارش راهیه خونه شد

هوا تاریک بود و بارون تازه بند اومده بود و بوی  خاک نم خورده تمام فضا رو پر کرده بود
شاید تنها دلگرمیه زندگیش همین اتفاقات کوچیک بودن؟

بعد از رفتن مادرش اوضاع خیلی سخت تر بود براش و زندگی طاقت فرسا شده بود
دخترک بی اقبال حاصل ازدواج زوری فامیلی بود که فقط نتیجش پشیمونی بود
مادرش دیگه طاقت نداشت و یه روز گزاشت و رفت

برای چی؟
برای بابای روانی و عصبی که هر لحظه ممکن بود بُک*شتش
شاید اخر اون هم مجبور به همین کار میبود؟کی میدونه؟

با رسیدن به خونشون که توی محله فقیری بود افکاراتش رو کنار زد و کلید رو اداخت تو در و وارد شد

بابا میا: اومدی؟
میا: اره

(ب/م مخفف بابای میا*)

ب/م: برو تو اتاقت الان دوستام میان از اتاقتم بیرون نیا مزاحم
میا: گشنمه، یچیزی بخورم میرم
ب/م: بهت گفتم گمشو برو تو اون اتاق کوفتی تا گردنتو نزدم

با بغض رفتم داخل اتاقم

اوایل اوضاع اینطوری نبود وضعمون بهتر بود ولی یکی از دوستای بابام اون رو برد قم*ار خونه و اون از اون روز به بعد دیگه ول نکرد تا به این وضع و روز افتادیم


شنیدم که صدای در اومد و بابام در رو باز کرد و صدای ۲ مرد و دوتا زن اومد

بیخیالشون شدم و سعی کردم زودتر بخوابم تا گرسنگیم بیشتر نشده
_______________________
ادامه پارت پیج زیر
https://wisgoon.com/min.mare
دیدگاه ها (۵)

Another world

Another world

معرفی فیک جدیددد: اسم : دنیای دیگر شخصیت های اصلی : میا ، ته...

1 : 45 a clook

عشق دروغین

عشق دروغین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط