{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یــک لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام

یــک لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام

برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم …

آنقدر تمـــــــــیز میخندم

که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی …

و من در جیب هـــایــــم

دست های خالـــی ام را فریب دهـــم

که امن ترین جای دنیـــا را انتخاب کرده انــد …
دیدگاه ها (۱)

عجب دنیایی شده..کوچه ها را بلد شدم.. مغازه ها را..و رنگ چراغ...

لـمس کـن کـلمـاتـــی را . . . .کـه بــرایتــ مـی نویسـمتـا ب...

ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ؛ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ...

ولتناین جشن کودکان کار استو من برای خوشحال کردنشاناز سر هر چ...

نزدیکهای اذان مغرب خودمون رو متصل کنیم به خدا... یاعلی رفقا!...

حتماً زهرایت خیلی بابایی بود.💔🥀..کم‌کم داشت زبان باز می‌کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط