{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگی بی سابقه ای برده امانم

دلتنگی بی سابقه ای برده امانم
سخت است که سمت تو تنم را بکشانم

ماندم که کجای بدن خسته ی راهت
دلتنگی در پیرهنم را بتکانم

حالا بغلم کن که به اندازه ی یک عمر
در گوش تو از بی کسی ام شعر بخوانم

ما مثل دوتا قمری دلباخته بودیم
ما مثل دوتا رود موازی به گمانم

با اینهمه سالی که گذشته است همانی
با اینهمه سالی که گذشته است همانم؟؟

ای دیر به دست آمده ی داغ کشیده
از اینکه نباشی نگرانم ،نگرانم...
دیدگاه ها (۲)

دل من اخم نکن، اخم تو پایان من استغم تو خاتمه ی چشمه ی باران...

از من جدا مشو که تمنای من توییمهتاب خلوت شب تنهای من ...

خواستم در دفترم عکسی کشم از صورتت دیدم از بس ناز داری دل ز د...

دلبرانه ناز کن.نازت خریدارش منمعشوه ها آغاز کن،پایان وآغازش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط