{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسیار کلنجار رفت...

بسیار کلنجار رفت...
اول با مرغابی ها و بعد با میخ در...
هر کدام ميگفتند: نرو
آرام میگفت :
دل تنگ فاطمه ام... 
دیدگاه ها (۱)

پیرمرد :دلت گرفته؟سرباز :آرهپیرمرد :دل همه میگیره، دل داشته ...

چه انتظار تلخ وچه حس بدیمترسکیکه برای تنها نبودنمنتظر کلاغ ه...

بسیار کلنجار رفت...اول با مرغابی ها و بعد با میخ در...هر کدا...

دلم تنگ استدلم اندازه حجم قفس تنگ استسکوت از کوچه لبریز استص...

دل ما هم برای شما تنگ خواهد شد رهبر عزیزم شما ما رو حلال کنی...

°رخت‌ِ‌مشکیِ‌یتیمی‌به‌تن‌زهراشد°💔°دَر سوگ‌نبي‌جهان پُرأزماتم...

🌱🌱🌿✨مادر میگفت؛ قدیما همه چیزساده تربود، و بی‌حساب و کتاب.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط