{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به جنگ که فکر می کنم

به جنگ که فکر می کنم
زخمی می شوم
به کویر که فکر می کنم
تَرَک بر می دارم
به آسمان که فکر می کنم
پایین می افتم
و هر وقت به جنگل می اندیشم
گله ای از گوزن ها
از رویم رد می شود

جرات فکر کردن به تو را ندارم

دریا
نام عمیقی برای یک معشوقه است
و من
هیچ وقت شنا کردن بلد نبوده ام...

#بابک_زمانی
دیدگاه ها (۲)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

داستان کودکانه «سنجاب کوچولو و گردویِ طلايي» به نویسندگی رزی...

زندگینامه نووا

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁸هوا رو به غروب بود، نرم و خاکستری...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

P : 28

P : 25

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط