{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کن

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کن
آتش بزن بر پیکرم با بوسه ات شمخانه کن
چشمت چه زیبا می رود در عمق جانم تا ابد
این قلب بیمار مرا با شعله ای پروانه کن
دیدی که اشکم می دود فریاد مستی می زند
گیسوی زیبایت دمی بگشا و چون پیمانه کن
یک غنچه از لبخند تو باغی به دل می آورد
با عشوه ای جانا بیا جان مرا گلخانه کن
باید شبی صد گریه رابر گونه ام رسوا کنم
سر را بزن بر شانه ام دیگر مرا دیوانه کن
دیوانه گشتم سوختم چشمم به چشمت دوختم
بر اشک چشمانم بیا یک بوسه ی جانانه کن
شمعی شدم افروختم بی خانه گشتم سوختم
جانا سحر دیگر بیا خاکسترم را خانه کن ..
دیدگاه ها (۳)

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیـای تو آرام بگیرمت...

گفتیم به پیمانه چه دارید که مستید ؟گفتند شراب است...

به دلم افتاده امشب ، که به یاد من نشستیپلک تــو سنگین خوابه ...

به قدری دوستت دارم که قدرش را نمی دانمبه تن چون روح می مانی،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط